ولي وقتي اين خودبيني و كنارهگيري مدت پنج قرن ادامه يافت، نتايج فلاكتباري بناگزير در پي داشت و تقريباً چين را ويران ساخت.
هرچند هيچ نوشتهٴ سياسي يا اجتماعي از اين عصر در دست نيست، سالنامههاي چيني پر از اطلاعات در بسياري از زمينههاي اداري، آيينها و زندگي اجتماعي و اقتصادي است. همين را در مورد دايرةالمعارف بزرگ ميتوان گفت كه در زمان سومين امپراتور اين سلسله، يعني يونگ لو تكميل شد. چينيان بهحق ميتوانستند بگويند جهانيان در تمدن و اخلاق چيزي همتاي ما ندارند! هر چند آنان مقارن همين ايام در زمينهٴ علم، پزشكي و صنعت عقب افتادهبودند، ولي نه آنان و نه هيچ كس ديگر در آن هنگام نميتوانست اين را دريابد. در آن هنگام، دانش غربي همچون گياه كوچكي بود، گياهي كاملاً بياهميت، ولي مقدر بود درختي عظيم و محور زندگي جديد شود.
پيوست: مشكلات پولي و نظريهٴ پول
مناسب چنين بود كه اين بحث را به جاي فصل اول در اينجا مطرح كنيم، چون مشكلات در تمام قرن، اساساً يكسان بود و بررسي آنها تنها در حدود 1355 توسط نيكول اُرام صورت گرفت.
ميتوان گفت اقتصاد سياسي (در تمايز با اخلاق سياسي) تنها در سدهٴ چهاردهم آغاز شد و آغاز آن بيشتر مرهون مشكلات پولي بود. بيشك، اين مشكلات مسائلي پدپد آورد كه صرفاً جنبهٴ اخلاقي نداشت. بلكه مسائل فني بود و آنها را نميشد با پند و اندرز برطرف ساخت، بلكه به وسايل فني نيازداشت.
از اين جهت هم باز سدهٴ چهاردهم بهصورت عصر انتقال، يعني انهدام عادات كهن و ايجاد پرزحمت عادات نو نمايان ميشود.
در اوايل سدههاي ميانه تعداد زيادي پولهاي خصوصي وجود داشت، يعني پولهايي كه بهوسيلهٴ دولت تضمين نشدهبود، بلكه فئودالهاي بزرگ و كوچك آن را ضرب ميكردند. اين پولها براي مبادله در داخل قلمرو آن فئودال بسيار مناسب بود و نيازهاي اهالي را برطرف ميساخت. فئودال حتي براي سود خودش ميتوانست آن را تغيير دهد و چندان مشكلي پيش نميآمد. ((تجديد پول)) (يعني از رده خارجكردن پول و ضرب سكهاي كه موجب دريافت 10 تا 20 درصد هزينهٴ ضرب ميشد) از سوي برخي فئودالها مورد سوءاستفاده قرار ميگرفت و آن را وسيلهٴ تازهاي براي اخذ ماليات از رعايا ميساختند. اين كار زشت دستكم، يك جنبهٴ خوب هم داشت: موجب تضعيف مالاندوزي سترون [حبس پول] ميشد، كه در آن هنگام يگانه راه پسانداز بود و خرجكردن پول را تشويق ميكرد. در اين هنگام، برخي پادشاهان قدرتمند، همچون شاهان فرانسه با اشراف فئودال ميجنگيدند و يكي از جهات مبارزهشان نابودي